تبليغاتX
ریخته ها
Home Email Archive

وقتی که می رفتیم دعوا داشتیم. وقتی که بر می گشتیم هنوز دعوا داشتیم. این دوست عزیز من اعتقاد دارد که من باید گاه گاهی به سخنان اهل ایمان گوش بدهم. دیشب هم اصرار داشت که باید پای سخنرانی ِ به قول او " حاجی آغا" برویم. رفتیم. با دعوا. من می گفتم که این حاجی آغا هم مثل بقیه خواهد بود. او اصرار داشت که من پیش داوری دارم و دلم سیاه شده است. وقتی نشستیم و گرد و غبار ها نشستند ( گرد و غبار نبود. همین طور گفتم دیگر؛ آزادی بیان است) ، حاجی آغا سر منبر رفت و شروع کرد به سخن گفتن. این حاجی آغا انصافا با دیگران فرق داشت. بسیار فرق داشت. اگر چه او هم سخنرانی اش را این طور شروع کرد : " می خواهم ساعتی وقت گران بهای شما را گرفته ، عرایضی را که در ذهن ام جا دارد خدمت شما به عرض برسانم" ، اما متن سخنرانی اش کاملا عالمانه بود. یعنی عرایض اش واقعا در ذهن اش جا داشتند و نه در جای دیگری. تسلط این حاجی آغا بر موضوعات مختلف چنان بود که من تا آخر نتوانستم ذهن خود را بر هیچ پاره یی از دانش گسترده ی او متمرکز کنم. در راه برگشت دعوای من با دوستم این بود که چرا من نمی دانم این حاجی آغا چه گفت. دوستم در پاسخ می گفت که من دلم سیاه شده است و پیش داوری دارم. به هر حال ، پاره یی از سخنرانی حاجی آغا در پی می آید. شما قضاوت کنید :

" به نام خداوند جان آفرین/ حکیم سخن در زنان آفرین. با معذرت ، حکیم سخن در زبان آفرین.

خواهران ، برادران ! امشب در باره ی حقوق زنان که حقوق جمع حق بوده سخن گفته و امیدوارم که توجه نموده و از برادران عزیز خواهش می کنم که آن اطفال را که در دهلیز سر و صدا می کنند آرام کرده و متوجه باشید که تربیت اطفال اولین وظیفه ی هر فرد معتقد به خانواده ی سالم که عقل سلیم در بدن سالم است بوده و علت بسیاری از بدبختی های ما همین توجه نکردن به عقل خداداد می باشد. عقل بر دو نوع می باشد که نوع اول آن عقل دینی هست که در دین اکراه وجود ندارد اما آزادی هم غیر از لاقیدی هست که در کشور های غربی مخصوصا در امریکا بسیاری از مردم به فحشا رو آورده و دولت امریکا با حمله بر کشورهای اسلامی هر روز فاجعه ایجاد کرده که فاجعه یا طبیعی می باشد مثل سیلاب و قحطی و شما خواهران و برادران قحطی سال های معروف به سال بنگله دیش را به یاد دارید. بنگله دیش کشور اسلامی بوده که با توطئه ی هندوهای گاو پرست از پاکستان جدا شده و پرستش هیچ چیز غیر از پرستش خدای یگانه درست نیست. بعضی ها وجود خدا را قبول ندارند که خداوند در قرآن در باره ی آن ها سخنی گفته که اگر چه تفسیر شان در تفسیر المیزان و بعضی تفسیرهای اهل سنت متفاوت بوده ، اما امروز دشمنان اسلام کوشش می کنند با تفرقه انداختن میان برادران اهل سنت و اهل تشیع چنان که در عراق شما شاهد هستید که چه گونه هزاران نفر شهید شده و مقام شهید در نزد خداوند بسیار بلند می باشد که چنان که روایت شده که اگر کسی برای پیدا کردن خرج خانواده ی خود بمیرد شهید به حساب می آید و البته حساب خداوند این طور نیست که مثل ما و شما با انگشت های خود حساب کند و امروز که ماشین حساب ها ایجاد شده و پیشرفت علمی در اکثر کشورهای جهان افسوس که به قول شاعر دیگران رفتند در برج قمر/ ما ز دست خانه جنگی در بدر و این خانه جنگی ها و برادرکشی ها تا چه وقت ادامه پیدا کند. تا چه وقت؟ ای رهبران ! ای ریش سفیدان ! ای علمای اعلام ! که علم اندوختن واجب است حتا اگر در چین باشد که جمعیت آن زیاده از یک میلیارد می باشد و جمعیت زیاد اگر چه باعث بزرگی ملت اسلام می شود اما خانواده ی کوچک در این شرایط سختی اقتصادی که چه قدر مردم مشکلات زیاد دارند ..."

ادامه اش را در آینده خواهید خواند.  

من می گویم حاجی آغا زیاد دانش داشت اما... . دوست عزیزم می گوید تو هر وقت که کمی بر حسادت خود غالب شوی و از کسی تعریف کنی ، حتما از پشت تعریف خود یک " اما" هم اضافه می کنی. می گوید : نمی شود یک دفعه در زنده گی ات کاملا دست از حسادت برداری و چیزی را آن گونه که هست توصیف کنی؟ می گویم : خوب ، این دفعه نمی خواهم شما را آزرده کنم.  

لينك مطلب | نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 ساعت 11:34 توسط سخیداد هاتف |